در مجمعی که گاه ز بعضی زنان به پاست
شرم و حیا، حکایت سیمرغ و کیمیاست
یا للعجب! که شرم و حیا حالیا فقط
در صفحه (ش) و (ح) فرهنگ دهخداست
نسوان قسم خورند مرتب، ولی دروغ
یک راست مثل آب و به مانند نان ماست
گر حرف راست خواست دلت بین حرفشان
غیر الف که راست بود نیست حرف راست
اغراق نیست آنچه که گویم چو دیده ام
زنهار! تا گمان نبری حرف نابجاست
گردهمائی برخی مخدرات
از بهر کار خیر، حسابش از این جداست
این حرف مفت حسن فروشان درست نیست
(کز ما مدام جلوه گری معجز خداست)
گر ترک وصف حال (جلالی) کنی، زنان
گویند گفته هات همه پای در هواست
یزد ـ ۹۶/۰۹/۷
