گر چه روزم در کنارت گشت شام
ماند بر لب قصه های ناتمام
هر چه گفتم با لب خاموش گوش
دادی و پاسخ ندادی یک کلام
من نمی دانم که با من بعد از این
چیست رفتار تو و رسم و مرام
گر به سر داری خیال انصراف
بازگو کن تا بداند این غلام
یا اگر داری شروطی، بازگوی
تا گذارم در ره اقدام گام
من طرفدار و هوادار توام
نیستم در سر خیال و فکر خام
گر حضوراً شرم داری، در غیاب
حرف خود در نامه ای کن اختتام
منتظر باشد (جلالی) تا دهی
پاسخی، کن در نوشتن اهتمام
یزد ـ ۹۶/۰۹/۱۴
