با من گرت وفا بود ای مهربانترین
لب با بلی، گشای که دل بسته ام برین
از غم پر است این دلم ای غمگسار دل
بزدای غصه از دل و شادی بیافرین
من مهربانتر از تو به عمرم ندیده ام
رحمت به مهرت ای مه و لعنت به منکرین
هر کس که دید سرو سرافزار قامتت
گفتا بلند، بر قد و بالایت آفرین
دورم من از تو، یا که تو دوری کنی؟ که هست
دور از لبت دروغ و صداقت بود قرین
از آتش دلم شده گلگون دو گونه ات
بنگر درون آینه، سرخی آذرین
پا از سرت (جلالی) عاشق نمی کشد
تا صبح روز واقعه، تا جنت برین
یزد ـ ۹۶/۰۹/۱۹
