خوش بخت آنکه لوح وجودش سفید بود
از ظلم و نور عدل ز لوحش پدید بود
باب دلش به روی کم و بیش بود باز
بر حرص و آز بسته و سد سدید بود
کم بود در ضمیر وجودش خیال بد
خیر و خوشی زیاد و محبت شدید بود
چون نیک بختی است و سعادت مراد خلق
خوشبخت آنکه در بر نیکان مرید بود
بد کوته و قصیر زمان اقامتش
با عامیان و در بر عارف مدید بود
بیراهه قدیم به مقصد گرش نبُرد
در کفر رهسپاری راه جدید بود
گر اینچنین کسی به (جلالی) نشان دهید
او را بدون واهمه عبد عبید بود
یزد ـ ۹۶/۰۹/۳۰
