Menu

ضعیف و قوی

ضعیف را که نباشد توان رشد و کمال
به زیر پای توانمند می شود پامال

 

قویست زنده چو بلعد به زور رزق حرام
ضعیف مردۀ کاراست بهر نان حلال

 

پر است سینه حارص ز محنت و غم و درد
نه همچنان دل قانع تهی ز رنج و ملال

 

بود خموش لب عارفان صاحبدل
نه چون لب و دهن جاهلان به قال و مقال

 

نه قادر است نماید ز چنگ باز فرار
کبوتری که بود بسته صاحبش پر و بال

 

دگر چکار کند آن شکست خورده ز عشق
ز شعر دفتر حافظ اگر نگیرد فال

 

زبان به کام فرو برده است و خاموشست
(جلالی) آنکه نباشد و را به گفته مجال

 

یزد ـ ۹۶/۱۰/۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *