ضعیف را که نباشد توان رشد و کمال
به زیر پای توانمند می شود پامال
قویست زنده چو بلعد به زور رزق حرام
ضعیف مردۀ کاراست بهر نان حلال
پر است سینه حارص ز محنت و غم و درد
نه همچنان دل قانع تهی ز رنج و ملال
بود خموش لب عارفان صاحبدل
نه چون لب و دهن جاهلان به قال و مقال
نه قادر است نماید ز چنگ باز فرار
کبوتری که بود بسته صاحبش پر و بال
دگر چکار کند آن شکست خورده ز عشق
ز شعر دفتر حافظ اگر نگیرد فال
زبان به کام فرو برده است و خاموشست
(جلالی) آنکه نباشد و را به گفته مجال
یزد ـ ۹۶/۱۰/۲
