Menu

امید فردا ـ امید عفو

اگرچه راضی از احوال و حال حالایم
برای حالت بهتر امید فردایم

 

مرا نگاه به سیرت بود نه بر صورت
مرید و مخلص فرزانگان دانایم

 

از آن زمان که به میخانه گشته پایم باز
ز خانقاه و ز مسجد بریده شده پایم

 

به کوی میکده و در کنار دردکشان
گهی نشستم و از طعنه نیست پروایم

 

به بزم ساز نوازان روم به حال خیال
ز شام تا به سحرگاه گر چه تنهایم

 

ز بس به حالت مستی ز قعر دل آواز
به حال نعره کشیدم گرفته آوایم

 

ز پیر میکده هر گاه می شوم تشویق
به پاس بوسه زنم سر به آسمان سایم

 

دو گانه ای ننهادیم بر یگانه و هست
امید عفو (جلالی) ز ذات یکتایم

 

یزد ـ ۹۶/۱۰/۱۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *