Menu

دیدار دیگر بار

گر میسر شودم دیدن بار دگرش
می کشم هر چقدر ناز کند، ناز سرش

 

به دو عالم نفروشم شعف دیدن او
می خرم نازش و بر دیده کشم خاک درش

 

بهر من تلخی لحن سخنش شیرین است
می شوم برخی شهد دهن و شور و شرش

 

دل شود شاد گرم دیده با رویش افتد
بیند آن سرو قد و روی چو قرص قمرش

 

پای بند نظر و محو تماشا گردم
زآن سر زلف بلندش که رسد تا کمرش

 

گر شماتت کندم موقع دیدار، دهم
گوش بر لعل لب و حرف چو شهد و شکرش

 

ور دگر بار نبینم رخ ماهش، بندد
دیده و گوش (جلالی) و بود کور و کرش

 

یزد ـ ۹۶/۱۱/۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *