Menu

درهای بسته

به هر دری که من از سروران سری زده ام
نگشت باز به رویم، به هر دری زده ام

 

ز پا فتاده ام از بس برای کسب کمال
به هر بهانه که شد سر به سروری زده ام

 

درون سنگر بی دانشی و بی خبری
سرم شکست ز بس سر به سنگری زده ام

 

ز فرط غم دل خود کرده ام به مستی خوش
قبال مستی اگر سر به ساغری زده ام

 

بدان، مفاد کتابت نبوده است درست
به هر کجا، خط باطل به دفتری زده ام

 

همیشه امر به معروف نیست مقصودم
چو بانگ نهی به اعمال منکری زده ام

 

مگو به خلق، (جلالی) دگر مسلمان نیست
به کوی میکده گر سر به کافری زده ام

 

یزد ـ ۹۶/۱۱/۱۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *