به هر دری که من از سروران سری زده ام
نگشت باز به رویم، به هر دری زده ام
ز پا فتاده ام از بس برای کسب کمال
به هر بهانه که شد سر به سروری زده ام
درون سنگر بی دانشی و بی خبری
سرم شکست ز بس سر به سنگری زده ام
ز فرط غم دل خود کرده ام به مستی خوش
قبال مستی اگر سر به ساغری زده ام
بدان، مفاد کتابت نبوده است درست
به هر کجا، خط باطل به دفتری زده ام
همیشه امر به معروف نیست مقصودم
چو بانگ نهی به اعمال منکری زده ام
مگو به خلق، (جلالی) دگر مسلمان نیست
به کوی میکده گر سر به کافری زده ام
یزد ـ ۹۶/۱۱/۱۹
