عمر یک بار و پس از طی نتوان کرد دو بار
دم غنیمت بود ای دوست غنیمت بشمار
ثروت و مال میندوز، مگر قدر نیاز
مال دنیا نتوان برد به عقبا، زنهار
مقتصد باش، زیادت طلبی نیست درست
صرفه جو باش و مبر شانه خود زیر فشار
بین چه کردند و بیندیش چه با خود بردند
خیل اجداد، ز مرد و زن و از ایل و تبار
برگزین بین کسانی که در اطراف توأند
بهر همزیستی نیک، ز اشرار اخیار
گر میسر شودت، نیک بود سیر و سفر
دیدنیهای جهان، دیدن هر شهر و دیار
ور میسر نبود سیر و سفر، باز بمان
در دیار خود و با دلبر محبوب و نگار
هیچ دانی که بهین کار چه باشد؟ بشنو
باده نوشیدن با دلبر و با بوس و کنار
باده با ساده گر امکان بود از دست منه
خاصه در باغ و گل و سبزه و در فصل بهار
چون (جلالی) به هوی و به هوس عمر مباز
ساز، با ساز و نی و مطرب و آواز هزار
یزد ـ ۹۶/۱۱/۲۵
