Menu

راه بهزیستی

عمر یک بار و پس از طی نتوان کرد دو بار
دم غنیمت بود ای دوست غنیمت بشمار

 

ثروت و مال میندوز، مگر قدر نیاز
مال دنیا نتوان برد به عقبا، زنهار

 

مقتصد باش، زیادت طلبی نیست درست
صرفه جو باش و مبر شانه خود زیر فشار

 

بین چه کردند و بیندیش چه با خود بردند
خیل اجداد، ز مرد و زن و از ایل و تبار

 

برگزین بین کسانی که در اطراف توأند
بهر همزیستی نیک، ز اشرار اخیار

 

گر میسر شودت، نیک بود سیر و سفر
دیدنیهای جهان، دیدن هر شهر و دیار

 

ور میسر نبود سیر و سفر، باز بمان
در دیار خود و با دلبر محبوب و نگار

 

هیچ دانی که بهین کار چه باشد؟ بشنو
باده نوشیدن با دلبر و با بوس و کنار

 

باده با ساده گر امکان بود از دست منه
خاصه در باغ و گل و سبزه و در فصل بهار

 

چون (جلالی) به هوی و به هوس عمر مباز
ساز، با ساز و نی و مطرب و آواز هزار

 

یزد ـ ۹۶/۱۱/۲۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *