Menu

خلقت بشر

نقشی شگفت دست طبیعت کشیده است
نقشی که برترین اثر است و پدیده است

 

نقاش روزگار در این طرفه نقش خویش
ارواح مختلف متفاوت دمیده است

 

ارواح رهسپار کمالند و چشم دهر
برتر ز ذات کامل انسان ندیده است

 

خالق به پیکر و تن مخلوق برترین
تن پوشی از لباس تجسّس بریده است

 

بدبخت و بی نصیب ز مخلوق آنکه او
در کوره راه جهل ز غفلت چمیده است

 

بسته است دستهای تجسس به بند و هم
در زیر بار جهل چو دالی خمیده است

 

گوینده و مفسر این نقش برترین
کاین نظم را ز فکرت خویش آفریده است

 

پرسی گرش ز حال (جلالی) به پاسخت
گوید ز دست پخت تجسّس چشیده است

 

یزد ـ ۹۶/۱۲/۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *