Menu

دل آرام لوند

دلارامم که رام و دل پسند است
میان باریک و بالایش بلند است

 

ز کم و کیف عشاقش زبانم
بود الکن که گوید چون و چند است

 

چو من در شهر عشاقش زیادند
ز بس گرمست و گیرا و لوند است

 

شکر می ریزد از لعل لبانش
ز شیرینی بیانش رشک قند است

 

به راهش راه بندانست زیرا
فراوان مستطیل و مستمند است

 

سرم از فرط سودایش به سردرد:
دلم در بند گیسویش به بند است

 

(جلالی) چشم دل را باز دارد
دو گوشش بسته بر هر وعظ و پند است

 

یزد ـ ۹۶/۱۲/۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *