Menu

جانان جلالی

اتفاقی روی داد، ای دل برایت بد نشد
رفت از اینجا این رقیب بد ادایت بد نشد

 

با دلارام وفاداری که دارم گفتمش
خوب شد رفت آشنای بی وفایت بد نشد

 

چشم من شبها به تاریکی چو عادت کرده است
دید واضح دوش چشم سرمه سایت بد نشد

 

در مسیر راه دیدم بر سر دوش تو دوش
ای بت یکتا، سر زلف دو تایت بد نشد

 

دوش پرسیدی ز من بر گو که جانان تو کیست؟
گفتمت جانا توئی، جانم فدایت بد نشد

 

آستان بوس تو دارد سر به درگاهت مدام
پای بیرون نه نگر وضع سرایت بد نشد

 

با زبان بازی کنی بازی (جلالی) با نگار
خوش درخشیدی به چشم او، جلایت بد نشد

 

یزد ـ ۹۶/۱۲/۱۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *