بر سینه دو لنگه در، دستگیرهها
می بود سوی آندو بسی دیده خیرهها
تیر نگاه بود که از دیده می نشست
بر حلقه ها ز دیده هر قوم و تیرهها
کسش را نبود جرات بر حلقه کوفتن
بر سینه دو لنگه درها و گیرهها
شهد صدای: کیست، از آن خانه برده بود
از روی، آبروی عسلها و شیرهها
بندم مدام چشم دلم را ز روی خشم
بر چشمهای دوخته بر چشم و چیرهها
کو، آنکه راه وصل دهد یاد دست ما؟
آسانترین طریق روشها و سیرهها
گر بود کس که یاد دهد، در تمام عمر
او را ز مال و جیب (جلالی) ست جیرهها
یزد ـ ۹۷/۰۱/۱۵
