Menu

ماه لب بام

سرو بالای نازک اندامی
جلوه گر گشته بر لب بامی

 

چهره گلگون و ماه رخسارش
برده دل را ز عارف و عامی

 

چون شود خیره مردم چشمش
باشد از بحر ناظران دامی

 

می شود دیده مست از دیدن
گوئیا کرده باده در جامی

 

کاش از بام خانه بر می داشت
به سوی کوچه گه‌گهی، گامی

 

تا زداید ز خیل منتظران
لحظه ای چند رنج و آلامی

 

تا برای (جلالی) آخر عمر
باشد این لحظه، خیر فرجامی

 

یزد ـ ۹۷/۰۱/۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *