در چشم باز عاشق دلخسته خواب نیست
در سینه آه باشد و در دیده آب نیست
راهی به بزم، بهر دل خسته نیست باز
آنجا برای خسته دلان باز باب نیست
عاشق اگر که دست سخا داشت، روی یار
سویش بود مدام و به رویش حجاب نیست
عارف خموش و اهل طمأنینه است و صبر
در کار عارفان و حکیمان شتاب نیست
روز است وقت کار، نباید به روز خفت
شب وقت خواب باشد و جز این صواب نیست
در شاهراه کوی خرابات و خیل خلق
جز حال و روز دردکشان کس خراب نیست
بهر خمار گر نکند کس حواله درد
ز آن دردناکتر به گمانم عذاب نیست
قبح دروغ شیخ (جلالی) به گاه وعظ
کمتر ز وصف باده و صرف شراب نیست
یزد ـ ۹۷/۰۱/۳۰
