Menu

تنهائی

تا کی چنین بی یاور و تنها نشستن
تا چند باید بی می و مینا نشستن

 

امروز ما طی شد به درد و رنج و محنت
در آرزوی بهتر فردا نشستن

 

با دوستان و همدلان و مطرب و می
در پای سرو و سبزه و صحرا نشستن

 

بی فکر و ذکر کسب و کار و سود سودا
بی دردسر، سر از سر سودا، نشستن

 

ترس و هراس آخرت از یاد بردن
با شور و شوق و شادی دنیا نشستن

 

از صحبت پیر نصیحت گو بریدن
با بذله گوی و دلبر برنا نشستن

 

جان (جلالی) بر لب آمد، با که گویم
از بی کسی و کاری و بی همتا نشستن

 

یزد ـ ۹۷/۰۱/۳۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *