Menu

دلبر و دلدار

گر بهر دلی دلبر و دلدار نباشد
آن راز شعف بهره بسیار نباشد

 

دلبر هم اگر ناز فروش است و ریاکار
بازار کساد است و خریدار نباشد

 

آن دیده که در خواب تماشاگر یار است
آن به که به هم باشد و بیدار نباشد

 

افسوس که بی بهره ز دیدار نگاریم
ما را به جز از دیده خونبار نباشد

 

گردیم به کوی صنمی دایم و ما را
مانند به جز شاخه پرگار نباشد

 

بیمار غم و بستری از درد فراقیم
ما را که مریضیم، پرستار نباشد

 

خواهد ز خداوند در این شهر (جلالی)
کس همچو من غمزده بیمار نباشد

 

یزد ـ ۹۷/۰۲/۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *