به کار عشق چه خوشتر بود، به قول عوام
کنیم همت و جهد و نهیم سنگ تمام
بریم دست به گیسوی پر ز چین و شکن
خوریم باده پیاپی، زنیم جام به جام
به رغم آنکه نیاید به دست نان حلال
کنیم میل دمادم به صرف آب حرام
رویم جانب صحرا و سیر و گشت به دشت
که فصل فصل بهار است و سبزه این ایام
کنار جوی و گل و سبزه زیر سایه بید
وزد نسیم و رسد عطر و بوی گل به مشام
چو بوی گل، که تو گوئی رسد گلندامی
ز راه و این بود از عطر زلف مشکین فام
به کار عشق (جلالی) کسی ست کامروا
که از مؤانست دلبر است شیرین کام
یزد ـ ۹۷/۰۲/۹
