Menu

تجربه‌هائی چند

آنچه را در زندگی در این دیار آموختم
بشنوید از من که با رنج و مرار آموختم

 

وصف حال گلرخان را از نوای بلبلان
خوار بودن نزد گلرو را ز خار آموختم

 

راستش، از حالت کج بودن ابروی یار
حال کجدار و مریزی از نگار آموختم

 

ناله های بوم را شب تا سحر بر روی بام
با شنیدن، از یکی شب زنده دار آموختم

 

از نگاه شاد و از پیوند ابروی گشاد
شادی از رخ وصلت از ابروی یار آموختم

 

گشتن اندر گرد شمع قامت روشندلی
سوختن پروانه سان، پروانه وار آموختم

 

بوسه بر رویش (جلالی) میزدم در خواب دوش
وصل را اینگونه بی بوس و کنار آموختم

 

یزد ـ ۹۷/۰۲/۱۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *