سیاه چشم من از بهر من بهار توئی
گل شکفته در اطراف چشمه سار توئی
دو دیده دوخته بر پرتو رخ تو منم
بهین نمونه رخسار این دیار توئی
هزار نغمه سرای تو غنچه ام که به باغ
یکی شکوفه نشکفته از هزار توئی
به برگ برگ کتاب دل، ای نگار، نگار
بود ز چهرت و این نقش ماندگار توئی
به زیر پای تو افتاده ام که بوسه زنم
به خاک پاک و به سر، آور فشار توئی
به حال قهری و افسوس کار من زار است
که قهرمان فسونکار کارزار توئی
میان به بند (جلالی) به بند نومیدی
که در میانه صاحبدلان کنار توئی
یزد ـ ۹۷/۰۲/۱۳
