Menu

عاجز کار و قادر گفتار

چشم دل بیدار دانا، باز و دایم ناظر است
اینکه در اقشار مردم، آدمیت نادر است

 

داد مردم در پی بیداد می باشد بلند
دیده وجدانشان تنگ است و دیدن قاصر است

 

معنویت هیچ تأثیری ندارد در امور
مادّیت بر تمام شهروندان آمر است

 

کارگر را نیست در کارش مهارت، حالیا
زیر بار کار در رفتن به خوبی ماهر است

 

نادراً گر در میان جمع باشد ماهری
چرخ توفیقش برای کاریابی پنچر است

 

این چنین نامردمانی را که در جمعند، دهر
بهر اضمحلال و محو جمع آنها قادر است

 

آنچه در مردم (جلالی) دید، اینجا باز گفت
گرچه او هم در عمل عاجز، به گفتن قادر است

 

 

یزد ـ ۹۷/۰۲/۱۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *