دردا که درد هجر مداوا نمی شود
بر روی ما ز وصل دری وا نمی شود
از بهر درد هجر طبیب معالجی
در این دیار نبود و پیدا نمی شود
یک یادواره در پس مرگی ز درد هجر
بعد از وقوع حادثه برپا نمی شود
با ذکر خیری از لب محبوب، جور او
جبران و این معامله با ما نمی شود
اینگونه سرد مهری معشوق این دیار
با عاشقان دلشده هر جا نمی شود
دایم کتاب غصه جور و ملال ما
باز است و هیچ صفحه از آن تا، نمی شود
رفع ملال و رنج (جلالی) ز جان ما
گفتیم عاقبت شود، اما نمی شود
یزد ـ ۹۷/۰۲/۲۳
