Menu

شرط باده نوشی

از ارتحال دوست منم حال سوگوار
کوکو کنان چو فاخته باشم به حال زار

 

دردا چه زود یار عزیزی به زیر خاک
چون باد ز آب آتش می خفت در مزار

 

مستی اگر ز حد گذرد با زمان کم
آرد برای مست شکستی به کارزار

 

باشد مرا نصیحت و پندی به دوستان
شاید به روزگار بماند به یادگار

 

از حد خویش باده فزونتر برای فرد
گرد بگذرد به هوش و به مغز آورد فشار

 

گر در کلام مست عوض گشت لحن حرف
تا باز گشت فرض بود ترک برقرار

 

در شعر آنچه را که (جلالی) سروده است
باشد ورا رویه و در کار ابتکار

 

یزد ـ ۹۷/۰۲/۲۶

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *