به سر مراست هوای بلند پروازی
گشاد بال خیال و خیال پردازی
بر آن سرم که در آرم میان سرها سر
کلاه فخر نهم سر، رهم ز سربازی
روم به باغ که تا بشنوم نوای هزار
هزار بهره برد گوشم از خوش آوازی
به ناز دلبر طناز خوش کنم دل را
خوشست دلبر اگر بود اهل طنازی
به باغ و غمزه کند جای در دل عاشق
چرا که معجزه آید ز کار غمازی
خوش است ناز پریچهرگان خوش منظر
نه با گره به دو ابرو، ادا و هر نازی
اگر چنین صنمی بود با (جلالی) دوست
بود هر آینه سر منشاء سرافرازی
یزد ـ ۹۷/۰۳/۷
