| ۱- | صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار |
| وزوُ به عاشق بیدل خبر دریغ مدار | |
| ۲- | به شکر آنکه شکفتی به کام بخت ای گل |
| نسیم وصل ز مرغ سحر دریغ مدار | |
| ۳- | حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی |
| کنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار | |
| ۴- | جهان و هر چه درو هست سهل و مختصرست |
| ز اهل معرفت این مختصر دریغ مدار | |
| ۵- | کنون که چشمه نوش است لعل شیرینت |
| سخن بگوی و ز طوطی شکر دریغ مدار | |
| ۶- | مکارم تو به آفاق میبرد شاعر |
| از و وظیفه و زاد سفر دریغ مدار | |
| ۷- | چو ذکر خیر طلب میکنی سخن این است |
| که در بهای سخن سیم و زر دریغ مدار | |
| ۸- | غبار غم برود حال خوش شود حافظ |
| تو آب دیده ازین رهگذر دریغ مدار | |
معاني لغات غزل( ۲۳۸)
منزل:جايگاه ونزول و اقامت كاروان.
جانان:محبوب.
گذر:گذشتن ، در اينجا به معناي وزيدن.
دريغ مدار:مضايقه مكن.
بيدل: دل از دست داده .
به كام بخت:مطابق آرزو ، به مراد طالع .
حريف عشق:طرف و همدم عشق.
ماه نو: هلال ، كنايه از نوجوان بودن.
ماه تمام:بدر، كنايه از جوان كامل عيار.
سهل:آسان ، خوار و بي ارزش ، ناچيز.
اهل معرفت:عارفان.
اين مختصر:اين اندك بي مقدار، كنايه به ( نظر) بيت ماقبل
لعل نوشين:لب شيرين، لب شيرين لعل مانند
مكارِم:مكرمت ها ، بزرگواري ها.
به آفاق مي برد:به سراسر جهان اشاعه مي دهد.
وظيفه:مقرري ، حقوق معين ماهيانه يا ساليانه.
زادسفر:توشه سفر، خرج و هزينه مسافرت.
ذكرخير: نام وشهرت نيك
سخن اين است:جان كلام در اين است.
معاني ابيات غزل (۲۳۸)
(۱) اي نسيم صبا از وزيدن برمنزل محبوب ، مضايقه مكن و از اينكه خبري از محبوب براي عاشق دل از دست داده بياوري دريغ مورز
(۲)اي گل، به شكر آنكه به آرزوي دل خود رسيده و شكوفا شده يي بوي وصال را به وسيله نسيم ، به بلبل برسان .
(۳)آن زمان كه تو چون هلال ، نوجوان بودي من همدم و طالب عشق تو بودم اكنون كه چون بَدر ، جوان برومندي شدي ( نظر لطف) خود را از من مگير.
(۴) دنيا و هر چه در آن است خوار و بي مقدار است از عارفان اين (نظرِ لطف) را مضايقه مكن.
(۵) اكنون كه لب لعل شيرينت سرچشمه شيريني هاست ، سخن بگوي و شكر خود را از اين عاشق كه به مانند طوطی خواستار آن است دريغ مكن .
(۶) شاعر ، خبر بخشش و بزرگواريها ي تو را در جهان مي پراكند . مقرري و خرج سفر را از او مضايقه مكن .
(۷) جان كلام و منظور من اين است كه هر گاه تو طالب نام و شهرت نيك هستي ، در برابر ارزش سخن از پرداختن سيم و زر مضايقه مكن .
(۸) حافظ ، گرد و غبار غم و اندوه از ميان رفته و حالت رو به بهبودي خواهد گذاشت. از ريختن اشك در اين راه كوتاهي مكن.
شرح ابيات غزل(۲۳۸)
وزن غزل: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات
بحر غزل: مجتّث مثمّن مخبون مقصور
*
خـاقاني:
پـيـام دوست ، نــسـيم سـحـر دريـغ مـدار
بيا زگوشه نشينان خبر دريغ مدار
عراقي: (باقافيه ديگر)
نظـر زحـال مـن نـاتـوان دريـغ مــــــدار
نظـاره رخـت از عاشقان دريغ مدار
خواجو : (با قافيه ديگر)
مسيح وقتي ازين خسته ، دم دريغ مدار
ز پا در آمدم از من قدم دريغ مدار
*
اين غزل را حافظ در هنگام قطعي شدن حكم تبعيدش، در شيراز برای شاه يحيي سروده و براي او به يزد ارسال داشته و نظر خوانندگان محترم را به صفحة ۸۰ اين كتاب( چرا حافظ به يزد تبعيد شد ) جلب مي نمايد. انگيزه سرودن اين غزل طلب كمك و استعانت و گرفتن هزينه سفر براي رفتن به شهر تبعيد ، يعني يزد بوده است كه به طور مفصل، شرح ابيات اين غزل در صفحه ۸۱ آمده و نيازي به تكرار نيست .
همچنين يادآور مي شود كه حافظ پيش از فرستادن اين غزل ، براي شاه يحيي غزل معروف :
اي فروغ حسن از روي خندان شما
آب روي خوبي از چاه زنخدان شما
را براي شاه يحيي مي فرستد كه شاه يحيي به سبب احتياط و ملاحظه شاه شجاع بدان وقعي نمي نهد . پس از آن حافظ به گمان اينكه شاه يحيي به مفاد ايهامات و اشارات در آن طور كه بايد پي نبرده است، براي بار دوم اين غزل را عبارتي صريح تر سروده و ارسال مي دارد كه شرح غزل اولي در صفحات ۷۶-۸۰ اين كتاب و در همين فصل ( چرا حافظ به يزد تبعيد شد ) نيزآمده است و نظر خوانندگان محترم را بدان معطوف مي دارد.

از سایت فوق العادتون بی نهایت سپاسگزارم.همیشه به سایتتون سر میزنم.متشکرم.
مشتاقانه آرزو دارم که تفسیر عرفانی غزل را بخوانم