Menu

همسایه و همدم

با دلبری که دور و بر ماست همدمیم
روشندل از همیم که همسایه همیم

 

شادیم از مشاهده گاهگاه هم
فارغ ز رنج دوری و از محنت و غمیم

 

هم سطح در معاشرت و هم طراز هم
دور از فراق و دوری و از زیر و از بمیم

 

انگشت غم ز آتش دل رفع و گشته ختم
دوران هجر و ما چو در انگشت خاتمیم

 

پیشم در وفا ز دگر عاشقان هم
بیشیم در حضور و ز غیبت ز هم، کمیم

 

هرگاه دست داد به بستان رویم و باغ
زیر درخت بید و لب جوی می چمیم

 

فخر (جلالی) است که ما هر دو بهره ور
از آدمیّتیم، که اولاد آدمیم

 

یزد ـ ۹۷/۰۳/۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *