Menu

پری وشان

پری وشان شکر لب که شاد و خندانند
به هوش بامش که اغلب ز خیل رندانند

 

به ارتباط بیندیش و فکر کرده، به بین
که ساده لوح و شریفند یا که شیطانند

 

اگرچه دلبر و جانان عاشقان باشند
برای همچو من این قوم آفت جانند

 

برای بوس و کنار ار ز جای برخیزم
مرا به زور سر جای خویش بنشانند

 

وگر اراده رفتن کنم به حالت قهر
به روی باز و تبسم به آشتی خوانند

 

به رویشان کنم از شوق گر نگهی
خموش و سرد تو گوئی که نقش ایوانند

 

برای حفظ و نگهداری‌ام، به بیم و امید
طریق رسم و ره کار نیک می دانند

 

به کار خویش فرو مانده ام که ماه وشان
نه دوستند (جلالی)، به دوست می مانند

 

یزد ـ ۱۳۹۷/۰۳/۱۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *