من نگویم که مرا کنج قفس ناز کنید
قفسم برده به باغی و درش باز کنید
چون شوم از قفس آزاد زنم چهچه ز شوق
خفته در گوشه ای و گوش به آواز کنید
غار غار ار که بود، پنبه نمائید به گوش
یا که اندیشه اصوات بد غاز کنید
در پی نعره و فریاد چنان صوت حمار
ای دل ای دل به لب و زمزمه آغاز کنید
بعد عر عر، سخن از سوز دل آرید به لب
بهر گوش شنوا شور و نواز ساز کنید
ساز و آوار کند راز دل غمگین فاش
خلق را مطلع و آگه هر راز کنید
بعد آگاهی اسرار نهان دگران
چون (جلالی) به سخن قافیه پرداز کنید
یزد ـ ۱۳۹۷/۰۴/۲۱
