Menu

ای سرورم

ای سرورم، گهی به غلامت سری بزن
گوشم بود به زنگ، بیا و دری بزن

 

شرح شمایل تو بود در کتاب من
پیشم سری بیا و به یک دفتری بزن

 

تنها شنیده‌ام که تناول کنی شراب
باری بیا به خلوت من ساغری بزن

 

ابرویت آبروی کمان برده بی گمان
تیر نگاه خویش به چشم تری بزن

 

منشین چنین خموش و بگردان زبان به کام
بانگ و نوا و چهچهه و شور و شری بزن

 

مهرت نشسته بر دل و ای مهربان من
از گرمیت مدام بر آن آذری بزن

 

باری تو هم (جلالی) بنشسته در کنار
کن جنبشی ز جایت و بال و پری بزن

 

یزد ـ ۱۳۹۷/۰۴/۲۴

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *