Menu

پیری و کَری

پیری رسید و شد کری چون حلقه در گوش
سمعک نهد بر هر دو راه گوش درپوش

 

در گوش بانگ انفجار توپ باشد
عین صدای راه رفتن های خرگوش

 

در ره به من رندی اگر دشنام گوید
پندار تعریف است از لب های خاموش

 

مضمون حرف نازنینی حین برخورد
مفهوم می گردد ز حال چشم و ابروش

 

بشنو ز من، اندرزی ای خوانای اشعار
روزی اگر شد گوش هایت کر، مزن جوش

 

حرف سخن گو را توانی درک کردن
با حالت رخساره و با اندکی هوش

 

زنهار! پولت بهر سمعک، مرد و رندان
با حیله نستانند بهر جنس مخدوش

 

نبود کری عیبی در این پیری (جلالی)
با خوب رویان جوان بنشین و مِی نوش

 

یزد ـ ۱۳۹۵/۹/۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *