Menu

شوخی با خاتون

خاتون من به خانه فرود آمد
آوخ! چه دیر رفت و چه زود آمد

 

ای کاش حین آمدنش بر سر
سقفش به پای بوس فرود آمد

 

دیدار با وصال غریزی چیند
آسان به دست تا که نبود، آمد

 

پنداشت پیر گشتم و غافل بود
از چوب نیم سوز، که دود آمد

 

وقتی حدیث و شرح هنرهایم!
از قولِ عَمر و زید شنود، آمد

 

دیگر چه گویمت که زِ دیدارش
جنگ و جدال‌ها که وجود آمد

 

شوخی‌ست آنچه را که (جلالی) کرد
در شعر و پیشِ چشم، نمود آمد

 

یزد ـ ۱۳۹۵/۹/۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *