Menu

شرح عشق و عاشقی

چنین می گفت: در میخانه مطرب با نوای دف
برای عاشقی شرحی ست لایدرک و لایوصَف

 

نما پیمانه را لب‌ریز از می، وآنگهی بر لب
بنه، تا باده در جام است جام می منه از کف

 

چو گشتی مست، لا تقرب صلواه اَنتُم سُکارا، را
که می خوانند هشیاران زِ قرآن، بشنو از مُصحَف

 

شراب آتش به جان ار کردت و گشتی عرق ریزان
نسیم بامدادی باز می دارد تو را از تَف

 

نوای مطرب میخانه را با گوش دل روزی
(جلالی) موقع عاشق شدن بشیند از هاتَف

 

یزد ـ ۱۳۹۵/۹/۲۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *