Menu

پرواز در عالم خیال

مستم مدام و معرکه برپا نمی‌کنم
شرب مدام دارم و حاشا نمی‌کنم

 

بر هم، لبان زمزمه گر را نهاده‌ام
بیدار، و چشم بسته‌ام و وا نمی‌کنم

 

خوابیده ام و لیک به پرواز، در خیال
در هفت آسمانم و پروا نمی‌کنم

 

سود و زیان و بیش و کمم نیست در عمل
نفعی نظر ندارم و سودا نمی‌کنم

 

گل را به سینه و دل سنگین زنم به باغ
بر خار تکیه کرده، به خارا نمی‌کنم

 

در پیش پای دوست کمر با قیام خم
خواهم نمود و سر سوی بالا نمی‌کنم

 

بخشم به عَمر وزید (جلالی) شراب ناب
فکر گناه و بخشش فردا نمی‌کنم

 

یزد ـ ۱۳۹۵/۱۰/۲۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *