Menu

دیدار دوم

کرد در رویم نگاهی سرد، آتش پاره‌ای
زآن نگه، آتش به جانم کرد، آتش پاره‌ای

 

آن نگاه سرد اول، ناز می بود و ادا
بار دوم، کرد آن را طرد آتش پاره‌ای

 

بار دوم رغبتی محسوس در دیدار داشت
در دلم گرمی پدید آورد، آتش پاره‌ای

 

حالت دیدار دوم، برخلاف اولی
آتش عشقی به جان پرورد، آتش پاره‌ای

 

نوبت دوم، به همراه خودش آورد مهر
از دل و جان برد رنج و درد، آتش پاره‌ای

 

آب و باد و خاک و آتش، خوش به هم دادند دست
تا زِداید از رخ دل، گرد آتش پاره‌ای

 

گرم و گیرا نَز (جلالی) باشد از آتش اگر
سر برآرد زیر بُرد بَرد، آتش پاره‌ای

 

یزد ـ ۱۳۹۵/۱۰/۳۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *