Menu

چشم پوشی

دو چشمش تا به چشانم تلاقی کرد می‌بندد
به زیر طاق ابرو، جفت و طاقی کرد می‌بندد

 

به دیدار نخستین باز دارد دیده بر رویم
به دنبالش، چو فکر کار باقی کرد می‌بندد

 

گهی می‌بندد و گه باز دارد چشم‌هایش را
اگر پنداشت کار خبط شاقی کرد می‌بندد

 

به تأثیر نگاه خود نباشد مطمئن زین‌رو
اگر غیر از نگاه ارتفاقی کرد می‌بندد

 

زِ راه لطف اگر ساقی دهد پیمانه‌ای او را
دو چشمش تا نظر بر دست ساقی کرد می‌بندد

 

به من شد چشم وادار این زمان و مختصر گویم
نظر بر من به هر طرز و سیاقی کرد می‌بندد

 

(جلالی) گر تو هم چشم انتظاری، دیده بر هم نه
به سان او که چون فکر فراقی کرد می‌بندد

 

یزد ـ ۱۳۹۵/۹/۲۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *