Menu

سوگواری

ماهی گذشت و سرد نشد سوز داغ من
کس نامد از برای تسلّی سراغ من

 

هم خانه شریف مرا پنجه اجل
بربود و محو گشت فروغ و فراغ من

 

جز چشم شمع گریه من را کسی ندید
جز چشم من، سرشک وی، این شب چراغ من

 

کس جامه سیاه نپوشید در عزا
غیر از پری که داشت لب بام زاغ من

 

ارباب حاجتند عیادت کنندگان
اسباب زحمتند چو موی دماغ من

 

گلزار دل که بود پر از گلبن نشاط
از خار غم پر است سراپای باغ من

 

شاید فروغ مهر، (جلالی) مدد دهد
تا نور مهر گرم نماید اجاغ من

 

یزد ـ ۱۳۹۵/۱۱/۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *