چو اندام گل اندامم به زیبائی، همانندش
نباشد، زین سبب زیبای بی مانند خوانندش
نه او تنها به زیبائی ندارد مثل و مانندی
فهیمان جملگی دانا و دانشمند دانندش
چنان ماهر بود در مجلس آرائی که گر خواهد
برای رفتنش از جای برخیزد، نشانندش
به هر سو، روی گرداند میان جمع مشتاقان
هواخواهان مشتاقش به سوی خود کشانندش
برای آن که از شیرین زبانی ها به وجد آید
مدام عشّاق شهدِ طنز در صحبت چشانندش
به رخسارش نظر دوزند سرمستان و مشتاقان
سرشک شوق از حظّ بصر در پا فشانندش
(جلالی) بر زبان حسن ختامی این چنینی دارد
نباشد در میان خوب رویان مثل و مانندش
یزد ـ ۱۳۹۵/۱۱/۷
