دیدی چگونه کرد مرا آن نگار تَرک؟
ما را نموده با دل اندوهبار ترک
برداشت بی ملاحظه دار و ندار من
این رند کار کشته و کرد این دیار ترک
اول قرار بود بماند کنار من
کرد آخر این دیار به عزم فرار ترک
باید یکی بپرسد از این بی وفا چرا
کرد از چه آشیانه این جان نثار ترک
شاید شود دوباره پشیمان و بی قرار
از کار ترک خویش و کند آن قرار ترک
از اسب لج به زیر پرم، کینه را کنم
بر ترک آن نگار شوم گر سوار، ترک
زاری بس است، باز پس آید گر آن عزیز
دل خوش کند (جلالی) و زار و نزار ترک
یزد ـ ۱۳۹۵/۱۱/۹
