Menu

تیغ برّان عشق

دلبر ار پابند عهد و بر سر پیمان بود
نیست مشکل عاشقی، دلدادگی آسان بود

 

گر چنین باشد، برم حسرت به حال عاشقان
ورنه این باشد، بنای عاشقی لرزان بود

 

از گران جانان و سرسختان نگیرد کس نشان
جان اینان همچو جان جاهلان ارزان بود

 

کند گردد تیغِ برّان گر کند جا در غلاف
تیغِ عشق ار لخت باشد دائماً برّان بود

 

حسن تیغ عشق این باشد که باشد تیز و تند
ورنه چون چوب است و عاشق کاه در انبان بود

 

سر، بلند است آنچه آرد بر سر ما دستِ دوست
گوی باشد این سر و آن دست چون چوگان بود

 

کشتی عاشق (جلالی) خوش رود در بحر اگر
عاشق صادق به سانِ نوح کشتیبان بود

 

یزد ـ ۱۳۹۵/۱۱/۲۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *