نوا و ناله نِی، ویژه گوشه های حزین
زِ راه گوش، زِ فرشم برد به عرش برین
به درز گوش من اندرز شیخ را ره نیست
چرا که از ته دل نبود و زِ روی یقین
مرا نگاه بیفتد بر آن که او دارد
گره بر ابروی پرچین و پینهای به جبین
امید لطف نباشد به آن که می باشد
زِ راه مغلطه نانش تهیه از رهِ دین
بر آسمان و به لطف خدا نظر باشد
مرا مدام، نه بر بندگانِ روی زمین
تِنابِ خواهش مشروع من گره خورده ست
به ریسمان سماواتیان، به حبل متین
رفاه و رحمت دنیا و آخرت خواهد
شبانه روز (جلالی) زِ حقّ، هم آن و هم این
یزد ـ ۱۳۹۶/۱/۱۴
