Menu

بهار و شادی

فَروردر و اُردی و خرداد، در این فصل بهار
دل شود در قفس سینه زِ شادی سرشار

 

در دی و بهمن و اسفند که بگذشت، این دل
بود دلسرد و سیه روز، به سان شبِ تار

 

حالیا موسم سرحالی و عیش است و نشاط
با گل و با می گلگون و گل روی نگار

 

فصل شادی‌ست، چه بهتر که بُوَد بزم طرب
گرم با مطرب و آواز و نوای نی و تار

 

باید اینک به سرآریم به شادی و سرور
سال و ماهی که بود باقی و در لیل و نهار

 

لب به بندیم زِ گفتار، چو نبود کردار
نشنود گوش کسی هر سخن ناهنجار

 

عارفان را شنوائی بود و خاموشی
درک و تحقیق سپس باشدشان کار و شعار

 

غصّه و رنج کم و بیش زِ دل بسپردن
دیدن و صحبت احرار به هر شهر و دیار

 

پس در این باقی ایّام (جلالی) که توراست
به غم و غصّه نما پشت و به شادی روی آر

 

یزد ـ ۱۳۹۶/۲/۴

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *