Menu

دیده حقّ بین

دیده در کَون و مکان نور خدا می‌بیند
روشن از پرتو او ارض و سما می‌بیند

 

نیست جز پرتو او آنچه که در ارض و سماست
گر جز این می‌نگرد دیده، خطا می‌بیند

 

آنچه پیدا و نهان می‌نگرد روشن از اوست
تا نگوئی که از آن نور جدا می‌بیند

 

کهکشان‌ها که زِ تعداد و ز حدّ بیرونند
جزئی از اوست که در کلّ فضا می‌بیند

 

همه اویند، مپندار خدا در عرش است
چون وِرا، در همه و کلّ ورا می‌بیند

 

ذات حقّ در همه اشیاست هویدا و به‌بین
همچنان دیده حق بین که ورا می‌بیند

 

به خودآ یک‌دم و مانند (جلالی) به خدا
بنگر تا نگری دیده چه‌ها می‌بیند

 

یزد ـ ۱۳۹۶/۲/۲۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *