اهلِ منبر نیستم، بر مسجد و منبر قسم
پیرو رهبر نیم بر پیر و پیغمبر قسم
من نه اهل زهد و تقوایم، ولی در کار خود
باعث شر نیستم بر مالک اشتر قسم
گاه گاهی آب جو نوشم، نمی نوشم مدام
اهل ساغر نیستم، بر باده و ساغر قسم
گوش من باشد به آهنگ نی و چشمم به گل
بشنوم، کر نیستم، بر غنچه پُر پر قسم
خصم مردان منافق باشم و این قوم را
یار و یاور نیستم، بر خامه و دفتر قسم
آن که با سوگند شرق و غرب را تنگ آورد
اهل باور نیستم، بر پهنه خاور قسم
بهر بحر از برّ، شِن آور نیم چون گردباد
مهر خاور نیستم، بر آب و بر آذر قسم
تن به موج بحر، بجز غم، (جلالی) نسپرد
چون شناور نیستم بر ساقیِ کوثر قسم
یزد ـ ۱۳۹۶/۲/۳۰
