Menu

به کنارم بنشین

تنگ‌تر بنشین کنارم، ای میان باریک ناز
تا نمایم حلقه گرد آن، بود دستم دراز

 

با تکان سر، سلامم را به گرمی ده جواب
سرد و سنگین بر من ای بی‌اعتنا اینسان متاز

 

پشت سر کن یک نگاهی، در به روی ما مبند
کفر نبود یک تعارف چون نمائی در فراز

 

ای که می‌بالی به حسنت، باز کن ابرو زِ هم
ای کمان ابرو گره بگشا زِ هم، درهم مساز

 

بر دهان غنچه سانت راه گفتن را مبند
گرم واگیرا باش و لب را باز کن با غنج و ناز

 

قبله حسنی وگر بینی نگاهم سوی توست
با زبانِ دل مدامم روز و شب باشد نماز

 

تا تو باشی، این بدان روی (جلالی) سوی توست
رو نگرداند به سوی قبله و سوی حجاز

 

یزد ـ ۱۳۹۶/۳/۲۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *