Menu

لاطائَلات

پیکرم له شد به زیر لاشه سنگین یار
کس به این چاقی ندیدم من در این شهر دیار

 

کاشکی یک پیکر باریک قدّی داشتم
سبزه و خوش مزّه و باریک مانند خیار

 

نه به مثل هندوانه هیکل او گرد و پهن
نه دراز و لاغر بسیار مانند چنار

 

حال بشنو: آنچه بشنیدم به گوش خویشتن
روز پیشین از خری و از بزی در رهگذر

 

از خری پرسید یک بز چیست یارت؟ گفت خر
خربزه باشد، علف نبود، تو را ناید به کار

 

بز بگفتا از چه نامم در پی و دنبال توست؟
از چه در پشت سر خود سازیم بی اعتبار

 

خر بگفتا: این بدان، معنای خر باشد بزرگ
همچنان خرگوش و چون خرچنگ، در دل غم مدار

 

تو بزرگی چون (جلالی): با نی لاطائلات
کاین چنین اشعار بی ربطی بود او را هزار

 

یزد ـ ۱۳۹۶/۳/۱۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *