کردی سلام، واله شرمنده ام مکن
از صدق دل گلایه کنم، خنده ام مکن
من بنده ای حقیرم و از شرم روسیاه
از لطف و مهر، چون مه تابنده ام مکن
در طاس گود هجر تو افتاده ام چو مور
زین بیشتر معطّل آینده ام مکن
کاهنده امیدی و این بی عنایتیست
لطفی کن ای عزیز و دل آکنده ام مکن
نقد وصال توست چون گنجی نهان زِ دید
تا گاه دید، رنج فزاینده ام مکن
عاشق اگر عجول نباشد برنده است
در بازی معاشقه بازنده ام مکن
اشک (جلالی) است چو جوئی روان مدام
فکر مسیر و جاده آینده ام مکن
یزد ـ ۱۳۹۶/۳/۱۸
