Menu

مراد ما

در مراد ما نمی باشد نشانی، از هوس
همچو او ایمان محکم را ندارد هیچ کس

 

قانع و راضی بود از بیش و کم های نصیب
اعتقاد مفرطی بر قسمتش باشد زِ بَس

 

پایه ایمان او بر جبر و باشد باورش
هرچه شد روز ازل قسمت ندارد پیش و پس

 

باورش باشد که در پندار عارف در جهان
نیست در گلزار فرقی بین گل با خار و خس

 

نیست در دنیا و در عقبا و کلّ کاینات
غیر خالق، گر کسی فریاد زد، فریادرس

 

عارفان را یک قفس باغ است چون باغِ بهشت
جاهلان را باغ جنّت تنگ باشد چون قفس

 

حُسن ایمان مراد ما (جلالی) کس نداشت
من مریدش بودم و تنگ آمدم آخر نفس

 

یزد ـ وصف حال عارفی که در نوجوانی چند مریدش بودم

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *