روح عارف عمیق چون بحر است
دل او با زبان او قهر است
آنچه داند اگر بیان دارد
خلق گمراه را بیازارد
اکثریّت که همره بادند
پیرو چند رند و شیّادند
باشد از جهل گوش نادانان
شنوا از دهانِ شیّادان
ز آن سبب عارف مآل اندیش
می زند قفل بر در دل خویش
در دهان می شود زیانش زلال
فارغ از جرّ و بحث و قال و مقال
لیک عارف اگر که دریابد
عاقلی را، به گفت و گو آید
گفته ها مختصر ولی وافی ست
عاقلان را اشارتی کافی ست
یزد ـ ۱۳۹۶/۴/۱
