Menu

آب و رنگ نگار

شرح آب و رنگ و روی آن نگار گلعذار
خواهم این جا باز گویم تا بماند یادگار

 

گل شود شرمنده گر آن ماه‌ رو آید به باغ
بند می آید زِ حیرت در گلو بانگ هزار

 

تا نگردد چهره اش از بوسه ام تر، می برم
در گلو آب دهان خویش، در بوس و کنار

 

از قشار بوسه ام بر چهره آن نازنین
می شود آن گونه ها گلگون به رنگ گل انار

 

پیش رنگ صورت ماهش ندارد آب و رنگ
ماه رخشان در هوا و پرتوش در چشمه سار

 

بی قراری بین که گر چشمم نبیند روی او
لحظه ای در قاب تصویرش، نمی گیرد قرار

 

بعد از این هرگز نیاد صورتی مانند او
در جهان آفرینش آب و باد و خاک و نار

 

شرح آب و رنگ آن دلبر ندارد انتها
زین سبب نارد (جلالی) خامه بر کاغذ فشار

 

یزد ـ ۱۳۹۶/۴/۴

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *