Menu

هم‌زبانی با حافظ

 

پرتو روشن آن نور که در جام افتاد
دل زِ تشویش برون آمد و آرام افتاد

 

جام خلقت بشد از (کن فیکون) نورانی
جلوه و کثرت آن عهده ایّام افتاد

 

قائل (کن فیکون) هم چه بسا عامی را
معرفت داد و شد او عارف و ز آلام افتاد

 

معرفت، گشت به تدریج در اشخاص پدید
تا (رسول) آمد و در جاده الهام افتاد

 

این (رسولان) همگی عارف و از استعداد
گوششان شد شنوا، قابل پیغام افتاد

 

هر که شد مُنکر پیغام بر آخر، گشت
خَسَرالدّنیا والآخر) و بدنام افتاد

 

یا که شد منکر ارشاد امامان مبین
او نشد کامروا هرگز و ناکام افتاد

 

شعر و گفتار (جلالی) که طرفدار (علی)ست
بی سبب نیست که شایسته انعام افتاد

 

خاصّه از حافظ شیراز چو کرد استقبال
(عکس روی تو چو در…) در دهن عام افتاد

 

ده بالای یزد ـ ۱۳۹۶/۵/۱۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *